تبليغاتX
بهار دختري

بهار دختري

تاريخ نگار

من اومدم

سلام  دوست  جونام  خیلی وقت  بود  نیومده  بودم  دلم  براتون  تنگ   شده  بود  خیلی  راست  راست  راست  میگم

دارم میگذرونم این روزارو سال 91  که  واسه ما زیاد خوب شروع نشد یه هفته  بعد   عید باباییم قلبش گرفتو یه شب ccu  خوابید  خیلی  شب بدی  بود  ولی  خب خدارو شکر  الان خوبه خوبه

دلم براتون تنگ شده بود باور کنید میومدم سر میزدم بهتون و تمام پستای  شمارو میخونم  ولی شرمنده کامنتی  نذاشتم

یه  سفر  تهران  زدم  البته 2 روزه خونه ماندانا جونم دختر خاله  نازم  هفته  پیش البته  ولی  روز کم آوردم   دلمم واسش تنگ  شد  خیلی

سر کارم خوبه  بد  نیست   به دلایلی  1 هفته  از  داشن  اینترنت و  چیزای  دیگه  محروم  بودیم و کار بی کار  درست   1 هفته  تو  شرکت   کاری نکردیم  خیلیه  ها

من  برم  بخوابم  که  باید صبح  برم  سر کار دوستون  دارم  بای بای

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:28 ] [ بهار ] [ ]


عید هم تموم شد

سلام دوستای گلم

عید هم تموم شد و ما هیچی نفهمیدیم کلاً عیدا فقط خوابش می چسبه همین امروز  هم   که  من  مرخصی بودم از فردا میرم  سر کار  میشه روز از نو روزی از نو  ایشاالله همه سال خوبیو پیش رو  داشته باشین

ماندانا جونم دختر خاله نازم  از تهران اومد خونمون  جمعه هر روزش بیرون بودیم  13 بدرم که جاتون خالی اونایی که شمالین  میدونن رفتیم حاجی بکنده  خیلی شلوغ  بود  واقعاً هر کی واسه خودش می رقصید  هیچ ماموریم  نبود که گیر  بده  خدارو شکر هر کی هر کاری دوست داشت می کرد  فقط مامورا  بودن که دعوا نشه  دیگه هیچی همه آزاد جاتون خالی ما هم  بساط رقص رو  راه انداختیم یه کوچولو  دوست علی جون رقصید  برامون  منم که  طبق  سنت هر سالم باید باد بادک  هوا کنم  یک بادبادکی  هوا کردم که نگو  سبزه هم گره زدیم  هفتا سنگ  هم انداختیم تا ببینیم چی میشه روزای خوبی بود که میره  به خاطره های وبلاگی

من برم مواظب خودتون و خاطره اهاتون باشید

[ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 17:38 ] [ بهار ] [ ]


مسافرت

سلام دوست  جونام

امیدوارم این چند روز از عید بهتون خوش گذشته باشه ما که اول عید خونه بودیم  روز دومو رفتیم چالوس  اول یه سری به خونه مادربزرگ زدیم  بعد  دیگه شب نموندیم اونجا چون جمعمون زیاد بود رفتیم  ویلا گرفتیم  نزدیک در اصلی نمک آبرود  بد نبود ولی زیاد خوش نگذشت خیلی ترافیک  بود  بنده هم همین  الان  رسیدم  خونه خسته و  مونده  اومدم    وبلاگمو  باز کردم  ببینم  دوستای گلم پست  جدید  نوشتن  یا  نه مرسی از بابت تبریکای عیدتون

دوستای پرشین بلاگ هم  هم  واقعاٌ شرمنده  فکر نکن فقط میام میخونما  نه هرکاری میکنم  پیامم ثبت نمیشه  نمیدونم چرا

خب من برم که خیلی خسته هستم بوس دوستون دارممممممممم

[ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 23:47 ] [ بهار ] [ ]


سال نو مبارک


سال نو مبارک ایشاالله به همه آرزو های  قشنگتون  برسید.

[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 3:3 ] [ بهار ] [ ]


یه روز برفی

سلام   دوست جونام

 

شرمنده  دیر اومدم  نمیدونین  اینجا  چه خبره  برف برف قیامت  از دیشب شروع  شد  و  همچنان  ادامه  داره خیلی  سرد   شده دمه  عیدی  داره آسمون غوغا میکنه  کسایی که میخوان  بیان  شمال  فعلاٌ  دست  نگه  دارن

چهارشنبه  سوری  رفتیم  بندر انزلی  جاتون  خالی   بود  خیلی  خوش گذشت  کلی  چیز میز  ترکوندیم   خیلی  خوب  بود

سال  نو هم  داره  نزدیک  میشه  خیلی خوشهالم  امیدوارم سال 91 برام  سال  خوبی  باشه 90 که  زیاد سال خوبی نبود اتفاقای زیادی تو این سال  برام افتاد که دیگه نمیخوام هیچوقت تکرار بشه خونه تکونی خونه که تموم شد  یه  ذره اتاق    من مونده که وقت نکردم  و فردا تمیز میکنم شرکتم فردا آخرین روزه البته  با این  برف اگه بشه  رفت آخرین پست  90 هم دوشنبه مینویسم و دفتر 90 بسته  میشه  فعلاٌ بای بای

[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 19:48 ] [ بهار ] [ ]


تولد بیست و هفت سالگی

  


سلاااااااااااااااامممم دوست جونام

بیست و هفت  سالگی مبارککککککککککککککک

 

امروز تولدمه بیست و هفت ساله شدم خوشحالم  خیلی  دیشب همونطوری که گفته بودم  یه جشن کوچیک گرفتم که دوستای خوبم   با اومدنشون خیلی  خوشحالم کردن  همه چی خیلی خوب بود  سامان عزیز  هم که  جشنه من و  شاد شاد کرد smiley

خلاصه خیلی خوش گذشت جای همتون خالی  فکر می کنم این آخرین تولد  مجردیه  و میخواستم  همه چی خوب برگذار شه

امشبم  شام خونه مریم جون دعوتیم  به مناسبت جشن تولدم   که خیلی ازش ممنونم

موقع  فوت کردن  شمع  یه عالمه  ؟آرزو کردم  امیدوارم خدا  یه دونش رو  حتماٌ گوش کنه

دیشب  واسم  بهترین  بود   بازم ممنون  از دوستای خوبم

[ جمعه نوزدهم اسفند 1390 ] [ 14:44 ] [ بهار ] [ ]


ثبت خاطره ها

سلام  دوست جونام 

تا 27 سالگی 5 روز دیگه مونده دارم پیر میشما  ولی خوشحالم  خیلی سن جدید سال جدید امیدوارم برام خوب  باشه شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

خیلی دیر کردم میدونم ولی  یه جورایی دلم  نمیومد بنویسم ولی تمام پستای شما رو می خوندم خب هیچ خبری نشد ه فعلا همه چی خوبه برای عید هم فعلاٌ برنامه ای ندارم فقط میدونم که  از پنجم سر کارم مثل همه احتمالاٌ مسافرت واسه بعد عیده

بریم سراغ تولد امسال دلم خواست  یه تولد حسابی بگیرم  ااااااااااا مگه  من دل ندارم  زنگ  زدم  به یکی از دوستان  که دی جی شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے هست بیاد واسه تولدم  کیک و لباس هم ردیفه  مهمونیمم مختلطه  البته فکر  بد  نکنینا همه  دخترا  با داداشاشون  یا  شوهراشون  هستن  با دوستای دومادی من  خلاصه  ترکوندم  امسال  جای همتون از الان  خالی خب  حالا  از جشن بیایم بیرون و بریم  سراغ  نارنج  طوطیه  قشنگم  که تازه  به جمع خونمون اظافه  شده  یه  لوصی هست که نگو  عاشقشم  از الان  تو دلم همه جا باز کرده   هم  شیطونه هم لوص  ناز داره پسرم  حالا  تو پست  بعدی عکسشو میزارم

از خودم که بگم فقط خوشیام  به حرفه  خیلی غمگینم  دلم پره از زندگی  از همه چی  واقعاٌ دیگه نمیدونم  چیکار کنم همیشه اتفاقای تکراری واسم میفتهشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے فعلا  سرگرمیم  فیسبوکه بعد کار   سنتورمم افتاده گوشه اتاقم داره خاک میخوره دوست دارم برم سراغش اما  دلم نمیره  پیشش چی بگم  شانس ما هم   از زندگی اتفاقهای تکراریه 

مرسی از دوستای خوبم که جویای حالم  هستین


[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 23:26 ] [ بهار ] [ ]


ولنتاین مبارک


ولنتاین مبارک



حس که پیدا شد عشق باریدن گرفت، هیچ میدانی رمز عاشق بودن هرکس فقط این است: ساده بودن، ساده دیدن، و ساده پذیرفتن...پس ساده میگویم، ساده...دوستت دارم

روز خوبیو با عشقتون آرزو مندم خوش بگذره








[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 23:18 ] [ بهار ] [ ]


این روز ها

 

سلام دوستای خوبم

دوباره هوا برفی شد و سرد مثل اینکه دوباره رشت دیشب یه زلزله زد و می خواد چی بشه خدا میدونه

دیروز یه جشن  از طرفه شرکت رفتیم واسه ۲۲ بهمن خیلی خوش گذشت جای همتون خالی بود  با مامانیم رفتم  سامانتا جونم هم  هنوز مریضه  و  سرماش خوب  نشده منم که هنوز گوشام گرفته  تو این هفته  ۶تا آمپول زدم که الان  باید  یکی دیگه هم  شب بزنم امان  از این سر ما خوردگی  .

نمیدوم این وبلاگ رو  چیگار کنم بزارم بمونه  یکی دیگه  باز کنم  یا چند تا مطلب قبلیو  پاک کنم  خودم فکر می کنم  که مطلب های قبلی پاک بشن  بهتره بگذریم

دیگه کم کم  همه چی  داره فیلتر میشه  کم مونده خودمونم فیلتر بشیم  از دیروزم که دیگه یاهو باز نمیشه  چی میشه  خدا میدونه

من رفتم  فعلاٌ بای بای

[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 19:0 ] [ بهار ] [ ]


برف و زلزله


سلام دوست جونام

نميدونيد اين هفته چه خبر بود يه عالمه برف اومد  گوله گوله ولي چي آخه آبكي بود  بيشتر كثيف كاري شد  شنبه شب داشتم با كامپيوترم كار ميكردم  كه يهو سرم گيج رفت و يه تكوني خورديم بله زلزله هم اومد شِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومےو يه ترسي خورديم خدارو شكر ديگه خبري نشد فعلا كه هوا خوبه

منم بد نيستم  سرما خوردگي     Smileyكه ديگه ول كن نيست الان گوشم عفونت كرده  ولي مجبور شدم بيام  سر كار ولي دارم ميميرم از گوش درد من برم به فعلا  بوس دوستام باي باي

[ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 14:0 ] [ بهار ] [ ]